
من خیلی خوشبختم
شما هم باشین
+
نوشته شده در
Sun 31 May 2009ساعت
12:8 PM توسط el@he
|
| تست عشق |
|
صادقانه جواب بدهید! پایین سوالات را نخوانید، تستتان خراب می شود!
1. به سمت خانه ی دوست پسر/دوست دخترتان در حرکت هستید. دو راه برای رسیدن به آنجا پیش روی شماست. یکی راهی مستقیم است که شما را خیلی زود به مقصد خواهد رساند اما خیلی خسته کننده است. راه دیگر خیلی طولانی تر از راه اول است اما جالب و سرگرم کننده است، و حوصله تان هم سر نخواهد رفت. شما کدام راه را برای رسیدن به دوست پسر/دوست دخترتان انتخاب می کنید؟
2. در راه به دو بوته ی گل رز برخورد می کنید، یکی پر از گل های رز قرمز و دیگری پر از گل رزهای سفید است. تصمیم می گیرید که 20 شاخه از این گل ها برای دوستتان بچینید. این گل ها را می توانید از هر ترکیبی انتخاب کنید. حال بگویید چه تعدادی قرمز، چه تعدادی سفید، یا اینکه همه را سفید و همه را قرمز انتخاب می کنید؟
3. سرانجام به مقصد می رسید. یکی از اعضای خانواده ی دوستتان در را برای شما باز میکند. می توانید از او بخواهید که دوستتان را صدا کنند، یا اینکه خودتان برای صدا کردن او می روید؟
4. به سمت اتاق دوست پسر/دوست دخترتان می روید، ولی کسی آنجا نیست. تصمیم می گیرید که گل ها را همانجا بگذارید. آنها را روی تختخواب می گذارید یا روی طاقچه ی پنجره؟
5. بعد زمان خواب فرا می رسد. شما و دوست پسر/دوست دخترتان در اتاقهایی مجزا می خوابید. صبح وقتی که زمان بیدار شدن می رسد، به اتاقش می روید تا ببینید چه می کند. وقتی به اتاقش می رسید، او خواب است یا بیدار؟
6. حالا وقت برگشتن به خانه رسیده است. باز بگویید که برای برگشت کدام راه را انتخاب میکنید، راه کوتاه اما ساده، یا راه طولانی ولی سرگرم کننده را؟
و اما جواب ها.....
1. راه نمایانگر حالت عاشق شدن شماست. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی اینکه خیلی زود و به آسانی عاشق می شوید. اگر راه طولانی را انتخاب کنید، شما برای خودتان زندگی می کنید و زود در دام عشق گرفتار نمی شوید.
2. شمارش تعداد گل های قرمز نمایانگر میزان دَهِش شما در رابطه تان است، و تعداد گل های سفید نمایانگر توقعات شما از طرف مقابل است. اگر 18 شاخه گل قرمز و 2 شاخه گل سفید انتخاب کنید، یعنی در رابطه %90 دهش دارید و درعوض فقط %10 توقع دارید.
3. این سوال نمایانگر رفتار شما در برخورد با مشکلاتی است که در رابطه تان پیش می آید. اگر از اعضای خانواده می خواستید که دوستتان را صدا کند، یعنی فردی هستید که از ایجاد مشکلات در رابطه احتراز می کنید و درصورت وقوع مشکل، امیدوارید که به خودی خود حل شود. اما اگر خودتان برای صدا کردن دوستتان می روید، یعنی فردی رک و راست تر هستید و برای حل مشکلات فوراً اقدام می کنید.
4. محلی که برای گذاشتن گل ها انتخاب میکنید، نمایانگر میزان علاقه ی شما برای ملاقات کردن دوست پسر/دوست دخترتان است. اگر گل ها را روی تختخوابش بگذارید یعنی دوست دارید او را زود به زود ببینید. اما اگر آنها را روی طاقچه ی پنجره بگذارید یعنی دوست ندارید او را مداوماً یا زیاد ملاقات کنید.
5. این سوال نمایانگر نگرش شما به شخصیت طرف مقابلتان است. اگر ببینید که خواب است، شخصیت دوست پسر/دوست دخترتان را می پسندید و او را همانطور که هست دوست دارید. اما اگر ببینید که بیدار است، شما می خواهید که دوستتان برای شما تغییر کند.
6. راه برگشت به خانه نمایانگر این است که چه مدت در رابطه ی عشقیتان می مانید. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی خیلی ساده و زود از کسی دل می کنید و رابطه تان را بر هم می زنید. اما اگر راه طولانی تر را انتخاب کنید، طولانی تر در رابطه هایتان میمانید. |
+
نوشته شده در
Thu 15 May 2008ساعت
10:34 PM توسط el@he
|
...روزهای سختی رو می گذرونم
برام دعا کنید
محتاجم

+
نوشته شده در
Wed 5 Mar 2008ساعت
5:49 PM توسط el@he
|
به دلم نشست این مطلب ... مرسی از دوست خوبم
دوشنبه 2 مهر ماه سال 1386
گفتم: خستهام
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.
گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) ::.
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه! 
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/159) ::.
گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/11) ::.
گفتم:...
دیگه چیزی برای گفتن نداشتم.
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم 
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی 
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم!
... توبه میکنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشتههاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...
برگرفته از وبلاگ : http://kosar21.blogfa.com/
+
نوشته شده در
Fri 30 Nov 2007ساعت
8:7 PM توسط el@he
|
|
حالا چـرا |
| بي وفـا حـالا کــه من افـتــاده ام از پـا چـرا |
آمـدي، جـانـم بـه قـربـانـت ولــي حـالا چـرا |
| سنگدل اين زودتر مي خــواستي، حالا چـرا |
نوشـدارويي و بعـد از مرگ سهـراب آمدي |
| من که يک امروز مهـمـان توام، فـردا چـرا |
عـمر ما را مهلت امروز و فرداي تو نيست |
| ديگـر اکنون با جوانان ناز کـن، بـا مـا چـرا |
نـازنـيـنا مـا بـه نـاز تـو جـوانـــي داده ايــم |
| اين همه غافل شدن از چون مني شيدا چـرا |
وه کـه بـا ايـن عـمرهـاي کـوتـه بي اعـتبار |
| اي لـب شـيـرين جـواب تـلخ سربالا چـــرا |
شورفرهادم به پرسش سر بزير افکنده بود |
| اين قدر با بخت خواب آلود من، لالا چـرا |
اي شب هجران که يکدم در تو چشم من نخفت |
| در شگـفـتم من نمي پاشد ز هـم دنــيـا چـرا |
آسمان چـون جمع مشتاقان پريشان مي کند |
| خامُـشي شـرط وفـاداري بـود، غـوغـا چـرا |
در خـزان هـجر گـل اي بلبل طبع حــزين |
| اين سفـر راه قـيامت مي روي، تـنهـا چـرا |
شهـريارا بي حبـيب خود نمي کردي سفر |
+
نوشته شده در
Fri 30 Nov 2007ساعت
7:57 PM توسط el@he
|
_____*#######*
___*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______############Elahe ###############*
_______#############################*
________###########################*
__________###1donyailoveyou.blogfa####*
___________*####################*
____________*#################*
_____________*##############*
_______________############*
________________#########*
________________*#######*
_________________#####*
__________________###*
__________________##*
__________________#*
+
نوشته شده در
Thu 15 Nov 2007ساعت
12:3 PM توسط el@he
|
+
نوشته شده در
Wed 30 May 2007ساعت
9:44 PM توسط el@he
|
+
نوشته شده در
Wed 30 May 2007ساعت
9:41 PM توسط el@he
|
به سوی تو
به شوق روی تو
به طرف کوی تو
سپیده دم آیم
مگر تو را جویم
بگو کجایی؟
نشان تو
گه از زمین
گاهی در آسمان جویم
ببین چه بی پروا
ره تو می پویم
بگو کجایی؟
کی رود رخ ماهت از نظرم
به غیر نامت
کی نام دگر ببرم؟
اگر تو را جویم
حدیث دل گویم
بگوکجایی؟
به دست تو دادم
دل پریشانم
دگر چه خواهی؟
فتاده ام از پا
بگو که از جانم
دگر چه خواهی؟
یک دم از خیال من
نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من؟
تا هستم من
اسیر کوی تو ام
در آرزوی تو ام
+
نوشته شده در
Sat 12 May 2007ساعت
7:55 PM توسط el@he
|
گاهی اوقات گرفتن بعضی تصمیمات تمام فکر و ذهن آدم و به خودش مشغول میکنه که خیلی سخت می تونه به کارهای دیگه اش برسه ... از تعطیلات عید تا حالا نتونستم اینجا سر
بزنم ُ آخه می دونید تصمیمی که به اینده ات بسته باشه خیلی سخته .. باورتون میشه؟ بعد از کلی فکر کردن تازه انداختمش به عقب ..
مارو باش
یه نفر برام پیغام گذاشته که چرا تو همش ناراحتی
خوب که فکر کردم دیدم پربیجا هم نیمی گه من هر وقت دلم گرفته اینجا سر میزنم درست مثل دفتر خاطراتم ُ
یه نفر دیگه برام پیغام داده که زندگی شاد نیست الکی شادش نکن
(۲تا پیغام کاملا متفاوت!!!)
برای جواب دوست خوبم که لطف کرده برام پیغام داده می خوام بگم که چرا شاد نیست؟؟
آدم برای شادی دلیل نمی خواد این ناشادیست که باید دلیل داشته باشی واسش ..
همیشه دوست دارم آدمهای اطرافم شاد باشن بخاطر همین هم هروقت خودم ناراحتم اجازه نیمیدم کسی متوجه بشه (با اینکه کمتر موفق میشم
قیافه ام همیشه جار میزنه)
راستش من به آینده ام خیلی امیدوارم با اینکه میدونم سختی داره " هنوز باورمان نشده که زندگی بدون مشکلات وجود ندارد "..
دوست دارم یه پیشنهاد به همه ی اونهایی که دلشون گرفته یا غم دارن بگم
همیشه نگاه خداوند رو حس کنید اینجور موقعه ها سعی کنید تا می تونید خودتونو به آرامش خدامون نزدیک کنید ۲ رکعت نماز شکر یا با وضو لای قرآن و باز کزدن و چند آیه خوندن واقعا معجزه میکنه ...
دوست ندارم شعار بدم از ریا هم خوشم نمیاد ولی ۱ بار هم که شده امتحان کنید یک آرامشی پیدا میکنید که هیچ جا نمیشه پیداش کرد . اصلا خودتن قضاوت کنید مگه میشه خودتو به خدای خودت زدیک ببینی و احساس آرامش نکنی
؟؟
نمیدونید چقدر خوشحال میشم وقتی پیغامهاتونو میبینم همیشه هم سعی میکنم به وبلاگهاتون سر بزنم چون میدونم پر از احساسن احساس پاک

یه چیز دیگه بچه ها من مطالبمو بدون چک نویس مینویسم تا حالا آدمی با این اعتماد به نفس دیده بودید

خیلی دوستتون دارم همه ی عاشقها رو دوست دارم امیدوارم به هر خواسته ی زیباتون برسید واسه منم دعا کنید که یه روز این دل سنگ من عاشق بشه
میدونم قشنگه...
عاشقی جرم قشنگی است به انکارش مکوش
+
نوشته شده در
Sat 12 May 2007ساعت
7:34 PM توسط el@he
|
آرزو دارم سال پر از رحمت داشته باشیم

+
نوشته شده در
Sat 7 Apr 2007ساعت
3:27 PM توسط el@he
|
+
نوشته شده در
Wed 28 Feb 2007ساعت
2:2 PM توسط el@he
|
+
نوشته شده در
Tue 20 Feb 2007ساعت
2:12 PM توسط el@he
|

آدما مثل يه كتاب مي مونن كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن پس سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش مي رن سر يه كتاب ديگه ...
مي خوانمت چنان که شب خسته خواب را مي جويمت چنان که لب تشنه آب را محو توام چنان که ستاره به چشم تو يا شبنم سپيده دمان آفتاب را بي تابم آن چنان که درختان براي باد يا کودکان خفته به گهواره خواب را بايسته ايي چنان که تپيدن براي توست بايسته ايي چنان که تپيدن براي دل يا آن چنان که بال پريدن عقاب را حتي اگر نباشي مي آفرينمت چنان که التهاب بيابان،سراب را اي خواهشي که خواستني تر ز پاسخي با چون تو پرسشي چه نياز،جواب را...
شيمي نخوندم , ولي مي دونم اگه عشق نباشه ملکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد ...
دوست داشتن را ديگر دوست ندارم با خودم ميجنگم که بگويم دوستت دارم تنازع براي هستي ؛ تنازع براي عشق ؛ تنازع براي تو با ديواري که بين من و توست در ستيزم که به گوش تو برسانم دوستت دارم ديوار بلندتر از قد فرياد من است همچنان تقلا ميکنم براي يک عشق بي پاسخ .تو پاسخ عشقم باش و در اعماق سکوتم طنين خوش صداي دوستت دارم را گوش کن . به احساسات نيمه جانم جاني دوباره ده .بي مهابا دوستت دارم را فرياد بزن ...در هوا داد بزن ...تا همه دريابند که محبت باقي ست...
هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : " او دوستم ندارد ...
عشق يعني دو كبوتر پرواز. عشق يعني دو قناري آواز. عشق يعني تو مرا ميراني.... من به صد حوصله ميآيم باز. عشق يعني سخن دل گفتن. عشق يعني تو و يك عالم راز ...
غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم به جان هر چه عاشق توی این دنیاست باید بریم دوباره مبتلا بشیم ...
شیشه ای می شکند ... یک نفر می پرسد...چرا شیشه شکست؟ مادری می گوید...شاید این رفع بلاست یک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد، شیشه ی پنجره را زود شکست. کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرورشکست، عابری خنده کنان می آمد... تکه ای از آن را بر می داشت... مرحمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ کس هیچ نگفت، قصه ام را نشنید... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است...
دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره رو ترك نكنه...
هميشه نگاهت را دوست دارم فرارهاي کودکانه اش را آن گاه که باران را ميزباني مي کند ...
مي خواستم برایت هدیه ای بفرستم گل گفت مرا بفرست که مظهرزیبایی هستم برگ گفت مرا بفرست که مظهر ایستادگی هستم بيد گفت مرا بفرست که مظهرادبم وهمیشه سربه زیرهستم به فکرفرورفتم ناگهان قلبم را دیدم که بهترین چیز در زندگیم هست پس آن را برات هدیه می کنم...
توکيستي که من اين گونه بي توبي تابم؟ شب ازخيالت نمي برد خوابـــم. تو چيستي که من از موج هرتبسم تـــــو بسان قايق سرگشته روي گردابـــــــم ...
همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد می زند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای!!
مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم به زندان هم کشانی دوستت دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم ...
+
نوشته شده در
Wed 14 Feb 2007ساعت
6:42 PM توسط el@he
|
حلال جميع مشکلات است حسين ........ شوينده لوح سيئات است حسين
اي شيعه ترا چه غم ز طوفان بلا........جايي که سفينه النجاه است حسين
خيمه ماه محرم زده شد در دل ما.......باز نام تو شده زينت هر محفل ما
جز غم عشق تو مارا نبودهيچ سودايي.......عشق سوزان تو آغشته به آب وگل ما
از داغ حسين اشک رواني داريم.......وزماتم او سوز نهاني داريم
ما اگر چه بد هستيم و ليکن چون حسين.......مولاي کريم ومهرباني داريم

+
نوشته شده در
Sun 4 Feb 2007ساعت
8:34 PM توسط el@he
|
يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد
نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد
خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را
يادم باشد كه روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نيست
يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر و جواب
دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم
يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم
و براي سياهي ها نور بپاشم
يادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگيرم
و از آسمان درسِ پـاك زيستن
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست...
يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام ... نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان
يادم باشد زندگي را دوست دارم
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود
زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد
يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز مي شود
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم
يادم باشد از بچه ها ميتوان خيلي چيزها آموخت
يادم باشد پاکي کودکيم را از دست ندهم
يادم باشد زمان بهترين استاد است
يادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پيشانيم بزنم تا بعدا با مشت بر فرقم نکوبم
يادم باشد با کسي انقدر صميمي نشوم شايد روزي دشمنم شود
يادم باشد با کسي دشمني نکنم شايد روزي دوستم شود
يادم باشد قلب کسي را نشکنم
يادم باشد زندگي ارزش غصه خوردن ندارد
يادم باشد پلهاي پشت سرم را ويران نکنم
يادم باشد اميد کسي را از او نگيرم شايد تنها چيزيست که دارد
يادم باشد که عشق کيمياي زندگيست
يادم باشد كه ادمها همه ارزشمند اند و همه مي تونند مهربان و دلسوز باشند
يادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات
+
نوشته شده در
Sat 13 Jan 2007ساعت
5:56 PM توسط el@he
|
خدا از سر تقصير من وتو بگذرد
که اينچنين ساده از لاي انگشتهاي هم چکيديم وگذشتيم.
تو رود شدي و رفتي،
من ماهي دريا شدم وبه گذشته برگشتم
و عشق ما
روي دست خدا ماند و درگذشت.
خدا از سر تقصير من وتو بگذرد!
+
نوشته شده در
Sat 13 Jan 2007ساعت
5:50 PM توسط el@he
|
): «----(¯´v´¯)« ----....(¯´v´¯) ----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----....(¯´v´¯) ----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----....(¯´v´¯) ----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----....(¯´v´¯) ----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----....(¯´v´¯) ----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----....(¯´v´¯) ----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----.....
+
نوشته شده در
Sat 6 Jan 2007ساعت
10:45 PM توسط el@he
|
+
نوشته شده در
Sun 24 Dec 2006ساعت
7:13 PM توسط el@he
|
بچه ها باورتون میشه؟؟
دیشب بابابزرگم اومد به خوابم
اینقدر سر حال و شاد بود که نگین
چقدر خوشحالم


خدایا دوست دارم 
+
نوشته شده در
Sun 17 Dec 2006ساعت
6:44 PM توسط el@he
|